تقدیم به عشقم

تقديم به كسي كه تا آخر عمر عاشقش ميمونم

همه ي من به جز من
دست دارد در همه ي تو به جز تو
به جز تو مي رسم
همه هستم به جز من
با تو كه مي شوم
دستم از تو بيرون مي ماند
همه ي من با همه ي تو مي خوابد
به جز تو به جز من

 

فقط بخاط خودش میدونه

چشم زیباست وقتی پر از اشک باشد  

اشک زیباست وقتی برای عشق باشد

عشق زیباست وقتی برای تو باشد     

تو زیبایی وقتی که با من باشی  ZZZ 

تقديم به عاشقان  

 

برای آنها که بی تقصیرند: تقدیم به چشمهایی که در راه مانده اند و دلهای غمگینی که آنها را راندند، تقدیم به اشکهایی که غرورشان شکست و عهدهایی که کسی آنها را نبست. زندگی شیبی ست و عشق سیبی است

 

يه عاشق تنها 

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شدطلب عشق زهر بی سر و پایی نکنیم

 

عشق

عشق یعنی لحظه های التهاب

عشق یعنی لحظه های ناب ناب

عشق یعنی همچون من شیدا شدن

عشق یعنی قطره و دریا شدن

    

 

 

با چنان عشقی زندگی کن که حتی بنا به تصادف  در جهنم افتادی خود شیطان تو را به بهشت باز گرداند

    

کلبه عشق

در کلبه کوچک قلبم:

برايت مرکبي از غرور و محبت مهيا مي کنم

تا تکسوار ساحل در ياي بي انتهاي عشقم گردي

اگر رفتي و مقصد گمشده را نيافتي

تو را به خدا سوگند ميدهم به کلبه کوچک قلبم باز گردي !

ديده به راه تو ام

 

خسته شدم ( عشق و دوستی )

عشق گمشده

اشکي که بي صداست

پشتي که بي پناست

دستي که بسته است

پايي که خسته  است

دل را که عاشق است

حرفي که صادق است

شعري که بي بهاست

شرمي که آشناست

دارايي من ارزاني شماست

فقط بخاطر یک نفر

عشق،عشق مي آفريند       
                                 عشق زندگي مي بخشد
زندگي رنج به همراه دارد 
                                   رنج دلشوره مي آفريند
دلشوره جرات مي بخشد  
                                 جرات اعتماد به همراه دارد
اعتماد اميد مي آفريند   
                                   اميد زندگي مي بخشد
زندگي عشق مي آفريند    
                                   عشق،عشق مي آفريند  

      واز عشق مردن سفريست به سوي خدا...

روزهای عشق

شنبه غـــــــــــــــــــــــــــــم فراق

    يکشنبه ترس از دوري هميشگي 

         دوشنبه دلتنــــــــــــــــــــــــــ-ـگي

      ســـــــــــــه شنــبه تنهايي وتنهايي

چهارشنــــــــــــــبه حسرت و اندوه     

     پنجشنبه انتظار اـــــــــنتظار شيرين

و جمعه جمعه عشق و پايان انتظار

و دوباره شنبه و دوباره شروع انتظار و....

                  وچه زود مي گذرد لحظات خوب با  تو   بودن

فقط جمعه هار

 قرمز براي خون، خون
براي قلب، قلب براي عشق، عشق براي تو، تو براي
من و من براي تو. من عاشقت هستم.
 

 آنگاه عاشق مي‌شوي كه
جز معشوق هيچ نبيني، عطرش را از دور حس كني،
ذهنت را لبريز از خاطرات خوش كني و پر از ديدار
او، سوار بر ابرها آسمانها را سپري كني و جهان را
در برابر معشوق كوچك ببيني.

برای رسیدن به عشق سعی و تلاش کن ولی هیچ وقت گدایی نکن

من از خدا يك گل خواستم، او به من باغ داد. من از خدا يك درخت
خواستم، او به من جنگل داد. من از خدا يك دوست خواستم، او به من تو رو داد 

اگه یه جعبه مداد رنگی داشتید عشق چه رنگی میکشیدید لطفا جواب بدید ممنون؟

اول آبان

امروز بهترين روز زندگي منه

 بهترين روز به معناي واقعي روزيه که خداي بزرگ بهترين نعمت رو به من داد.
 
وبه جرأت ميتونم بگم که خدا بهترين بندشو به من داد.

 روزي که زندگي من روشن شد روزيه که عشق معنا پيدا کرد.

آره امروز روز تولد عشق منه به معني ديگه روز تولد خود من تولد زندگيم ،

عشقم ، نفسم ، آره ......

امروز روزيه که نفس من به دنيا اومد به اندازه همه خوبياي دنيا خوشحالم

دلم ميخواد همه گلايه دنيارو به پاش بريزم ذره ذره فداش بشم جونمو بهش بدم

 تا جون دارم دورش بگردم و بهش بازم بگم

  دوسش دارم  

 ولي حيف که تو اين روز قشنگ کنارم نيست

دلم ميخواست يه هفته براش جشن بگيرم تا همه بفهمن من چقدر خاطرشو ميخوام 

ولي حيف حيف..... 

خدا ميدونه از ته دلم براش چه آرزوايي کردم خودشم ميدونه که چقدر ميخوامش

ميدونه اگه خوشحال باشه خندش ميشم ناراحتم باشه گريش ميشم

دنياي من اونه حاضرم همه زندگيمو بدم ولي ليلي من هميشه خوشحال باشه آخه

  خيلي دوسش دارم  

برات آرزوي بهترينهارو دارم خوب من.... به اميد روزاي با هم بودن .......

باید خریدارم شوی

 

        

          

        باید خریدارم شوی تا من خریدارت شو م

      از جان ودل یارم شوی تا عاشق زارت شوم

           

 

                                 من نیستم چون دیگران بازیچه بازیگران

                                   

                                 اول به راه آرم تو را وانگه  گرفتارت شوم                                                                    


 
|

ای عشق من

اگر از تو هر چه بگويم انگار هيچ نگفته ام

پس هيچ نمي گويم که درک کني دوستت دارم

در کوهستان عشق رشته کوهي است به نام عشق

چشمه اي است به نام وفا که به رودي مي ريزد به نام صفا

و اين رود به دريايي محو مي شود به نام جدايي

بگذار تا بگويم دوستي يه اتفاق است و جدايي

قانون طبيعت پس بيا قانون گذار باشيم

بيا فقط دوستي را دوست بداريم

زندگی


زندگي يک سفر است و تو ان مسافري باش که در هر گامش ترنم خوش لحظه ها جا ري باشد
     

 گفتم كه از زندگي خستم
گفتي كه دل به تو بستم
گفتم اين حرفا دروغه
گفتي با تو زنده هستم
گفتي از دوريت مي‌ميرم، من به عشق تو اسيرم
گفتم از عشقت مي‌ترسم، نه اميد و دل شكستم
مي‌دونم وفا نكردم، به تو اعتنا نكردم
مي‌دونم دلت شكستست، از تموم دنيا خستست
يه روزي ميام پشيمون به سراغ تو و عشقم
مي‌بينم عشقي نمونده، زير خاكه هرچي داشتم

سفر 

خوب مي دونم که دوست داري،عشقت پنهون بمونه

قلب منم خوب بلده، قصه ي پنهون بخونه

يادت مي ياد چه بي هوا تو قلب من قدم زدي

يادت باشه که قلبت به هيچ کي غير من ندي

دلم مي خواد يه بار ديگه بهم بگي دوسم داري

قول بدي تا ابد باشي،هيچ جوري تنهام نذاري