کاش میشد

کاش مي شد دستت را بگيرم و تو را به شهر دلم ببرم تا توي تمام کوچه باغهاي دلم سرک بکشي و بفهمي که با پاييز دلم چه کردي کاش تو نگاهم را بخواني .. بخواني که حضورت تکيه گاه گرمي است براي بودنم

هرچه می خواهم غمت را دردلم  پنهان کنم

سینه می گوید که من تنگ آمدم فریادکن

تو بگو چه کنم

حصار تنهايي

در پشت حصار تنهايي
چه زيباست سكوت باغ

برگ از درخت افتاده،
زير پا مانده است يارب

نواي مرغ عاشق را
كلاغ نگون بخت مي كند ترجماني

آب باغ را ،
پاي رفتن نيست

خشم پاييز زمان
با باد مي خواند
مرثيه مرگ غنچه را
گل نيلوفر در سكوت ماتم زا
آهسته مي گويد :
خداحافظ ، خداحافظ

مرگ نیلوفر

با چه زبونی بهت بگم دوست دارم

خيلي وقته ديگه بارون نزده
رنگ عشق به اين خيابون نزده
خيلي وقته ابري پرپر نشده
دل آسمون سبکتر نشده
مه سرد رو تن پنجره ها
مثل بغض توي سينه منه
ابر چشمام پر اشکه اي خدا
وقتشه دوباره بارون بزنه
خيلي وقته که دلم براي تو تنگ شده
قلبم از دوري تو بدجوري دلتنگ شده
خيلي وقته که دلم براي تو تنگ شده
قلبم از دوري تو بدجوري دلتنگ شده
بعد تو هيچ چيزي دوست داشتني نيست
کوه غصه از دلم رفتني نيست
حرف عشق تو رو من با کي بگم
همه حرفا که آخه گفتني نيست
خيلي وقته که دلم براي تو تنگ شده
قلبم از دوري تو بدجوري دلتنگ شده

به مهر توای ماه زیبا قسم

به مهر توای ماه زیبا قسم

به چهر تو ای مهر رخشا قسم

به اشکی که از دیده ی عاشقی

به دامن چکد لاله آسا قسم

به آن دردمندی که نومیدوار

فروبسته چشم از مداوا قسم

به گم کرده راهی که از کاروان

جدا مانده افتاده از پا قسم

به جانهای از عاشقی بی قرار

به دلهای عشاق شیدا قسم

به آن نا له هایی که بر میکشند

به سوی خدا نیمه شبها قسم

به عمری که در آرزویت گذشت

به دیروز و امروز و فردا قسم

به دلدادگانی  پریشان چو من

که در کوی یارند رسوا قسم

اگر می شناسی خداوند را

به ذات خداوند یکتا قسم

که عشقت ز دل رفتنی نیست نیست

به پروردگار توانا قسم....!!!!!!!!!!!!!

دوستت دارم

چرا عاشق را محکوم می کنیم؟

 

اگر تار بودم آهنگ دوستت دارم را برایت مینواختم

اگر بهاربودم شکوفه ها رابرایت تقدیم میکردم

اگر باران بودم آن قدر می باریدم تا غبار غم ها رااز دلت بزدایم

ولی افسوس که نه تارم نه بهارم نه بارانم ولی هرچه هستم با تمام وجود فریاد میزنم دوستت دارم

می خوام برات بمیرم

نهایت عشق

من عاشقتم

اجازه هست عشق تورو تو کوچه ها داد بزنم ؟

 


رو پشت بوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم؟

 


اجازه هست مردم شهر قصه مارو بدونن

 


اسم منو عشق تورو توی کتابا بخونن

 


اجازه هست که قلبمو برات چراغون کنم

 


پیش نگاه عاشقت چشمامو قربونی کنم

 


اجازه می دی تا ابد سر بزارم رو شونه هات

 


روزی هزارو صد دفعه بگم که می میرم برات

 


اجازه می دی که بگم حرف ترانه هام تویی

 


دلیل زنده بودنم درد ترانه هام تویی

 


اجازه  دارم به همه بگم که تو مال منی

 


 ستارتم اینو میگه که تو .تو اقبال منی 

 


اجازه هست جار بزنم بگم چه قدر دوست دارم

 


بگم می خواهم بخاطرت سر به بیابون بذارم

 


اجازه تو دست تو اجازه من دست تو

 


خنده من خنده تو شکست من شکست تو